یادواره سالروز فوت سید پژمان پیامی

غروب ۲۷ تیر ۱۳۹۱ انگار پایان زندگی دنیایی تو بود اما همه میدانند عشق پایانی ندارد.

عشق ، لبخند همیشگی تو بود و دستان مهربانت که به گرمی هر دستی را که بسویت دراز میشد می فشردی و مهر و محبتی که بی دریغ به کودکان بی سرپرست نیکسا نثار می کردی .

 

و حالا که بحساب روزهای تکراری دنیا یکسال از پروازت می گذرد هنوز در باور همه ما زنده هستی و هنوز عشق می ورزی. و همین است که در مراسم یادبود سالگرد مرگت کودکان بی سرپرست نیکسا شاد شدند و شادی کردند و لبخند بر لبانشان نشست زیرا : که در بزم خدا غمگین نشاید .

سرگذشت تو و مرگ تو و عشق ورزیدن تو این درس بزرگ را برایمان تکرار می کند که :

کمتر از ذره نئی ،پست مشو،مهر بورز               تا به خلوت گه خورشید رسی چرخ زمان

 

ز خاک من اگر گندم برآید                  از آن گر نان پزی مستی فزاید

خمیر و نانوا دیوانه گردند                   تنورش بیت مستانه سراید

میا بی دف بگور من زیارت                که در بزم خدا غمگین نشاید

مرا حق از می عشق آفریدست             همان عشقم اگر مرگم بساید

منم مستی و اصل من می عشق             بگو از می بجز مستی چه زاید

 

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *